ما و نینیمون
خاطرات پسر کوچولوی محبوبه و جواد
ما و نینیمون
خانه | آرشيو | ايميل

محبوبه طبایی

درباره : من و جواد جون روز ششم آذر ماه سال 82 با نام و یاری خدای بزرگ زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم و از خدا می خواهیم که تا ابد این پیوند رو برامون حفظ کنه.... اردیبهشت 89 خدا یک هدیه آسمانی به ما داد که قراره بهمن ماه بدنیا بیاد.... امیدوارم فرشته من راحت و سالم بدنیا بیاد....
پروفایل مدیر :محبوبه طبایی
روزشمار

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
هفته پانزدهم

 

این نظر یک دوست خوبه! که چون زیبا بود ترجیح دادم بزارم اینجا تا همه ببینند!
(مرسی دوستم، نی نی هم از شما ممنونه!چشمک)
می خوام یه متنی از یه کتاب هدیه کنم به دوست خوب و نینی کوچولوش:
" قضیه سر یک زنجیره طولانی تصادفاته که به اولین سلول زنده بر میگرده.
اون آغاز همه چیز بود.
احتمال اینکه زنجیره "تو" در طی سه چهار میلیارد سال بعد از اون سلول اولیه این کره ،با در کنار هم بودن پدر و مادرت،پدر و مادربزرگت،پدر و مادرهاشون و ... تا الان حفظ شده و به حیات خودش ادامه میده خیلی غیر قابل تصوره و عجیب، ولی خدا می دونه که "تو" حالا اینجایی و چقدر خوش اقبال.
همه ما موجودات این کره خوش اقبالیم مثل "تو" .
چون شانس "متولد شدن" داشتیم.
انگار زندگی یک بخت آزمایی بزرگه که همه بلیتهاش برنده است.
پس :  " خوش اومدی کوچولو "...
نویسنده: هم اتاقی [bri_elec81@yahoo.com]

 


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!