ما و نینیمون
خاطرات پسر کوچولوی محبوبه و جواد
ما و نینیمون
خانه | آرشيو | ايميل

محبوبه طبایی

درباره : من و جواد جون روز ششم آذر ماه سال 82 با نام و یاری خدای بزرگ زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم و از خدا می خواهیم که تا ابد این پیوند رو برامون حفظ کنه.... اردیبهشت 89 خدا یک هدیه آسمانی به ما داد که قراره بهمن ماه بدنیا بیاد.... امیدوارم فرشته من راحت و سالم بدنیا بیاد....
پروفایل مدیر :محبوبه طبایی
روزشمار

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
تولد سه سالگی

خلاصه تولد سه سالگی بارمان خان نیز برگزار شد.هوراگاوچرانامسال کمی متفاوت از دو سال قبل، با حضور خانواده مامانی.تشویق

خیلی خوب بود. به شما هم خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کرده بودی. امسال اولین سالی بود که معنی تولد رو کاملا درک کرده بودی و از چند هفته قبل باهم درباره تولد گفتمان داشتیم. برای اولین بار شمع تولدت خودت فوت کردی و برای اولین بار پشت کیک وایسادی تا برات کلاه بزاریمو ازت عکس بگیرم.

آهان راستی هر مهمونی هم که میومد بهت می گفت امشب چه خبره یا تولد کیه؟ شما جواب میدادی "تولد آقا بارمانه"تعجب

 

جوجه من در حال ذوق مرگ شدن:هورا

شما در این تولد فقط مشغول شمع فوت کردن بودی و دایی ممد در حال روشن کردن شمع ها...

این هم از پذایرایی مامان محبوبه:خجالت

بزودی میایم با توضیحات بیشتربامن حرف نزن

 

 


[ تگ ها : تولد سه سالگی ، تم انگری بردز ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!