ما و نینیمون
خاطرات پسر کوچولوی محبوبه و جواد
ما و نینیمون
خانه | آرشيو | ايميل

محبوبه طبایی

درباره : من و جواد جون روز ششم آذر ماه سال 82 با نام و یاری خدای بزرگ زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم و از خدا می خواهیم که تا ابد این پیوند رو برامون حفظ کنه.... اردیبهشت 89 خدا یک هدیه آسمانی به ما داد که قراره بهمن ماه بدنیا بیاد.... امیدوارم فرشته من راحت و سالم بدنیا بیاد....
پروفایل مدیر :محبوبه طبایی
روزشمار

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
هفته یازدهم-سلام و تشکر

سلام به جواد عزیزم و نی نی گلمون.

جواد جان قبل ازهرچیز می خواستم ازت تشکر کنم بابت آماده کردن این وبلاگ و لطفی که من داشتی . عزیزم مطمئنا تحمل این دوران برای من با وجود تو،صبوری ومحبتهات امکان پذیر خواهد بود. البته خیلی حرفها باهات دارم ولی همانطور که خودت میدونی این وبلاگ نی نی مونه و حرفهایی که برای نی نی داریم.

خب مامانی این اولین باری که دارم برات می نویسم و در واقع باهات حرف می زنم. و نمی دونی که چه حس غریبی داره. حس می کنم بغض گلومو گرفته. من روز نهم خرداد ماه ساعت 7 صبح فهمیدم که تو بوجود امدی. صبح وقتی امدم سر کار رفتم آزمایشگاه مسعود و تست دادم.(نمی دونم وقتی تو بزرگ می شی واینهارو می خونی، این مکانها هنوز وجود دارند یا نه؟!) عصر با جواد جون که فکر کنم ازاین ببعد باید بابایی صداش کنیم رفتیم جوابو گرفتیم و این لحظه بود که اونم فهمید که تو هستی و کلی خوشحال شد. رفتیم خونه و جشن گرفتیم . فرداش بابایی برای من کادو خرید و کلی چیزای دیگه عکساشو برات می ذارم.

خب کم کم تو بزرگتر شدی و اذیتها شروع شد .مامانی میگرن داره و بخاطر تو نمی تونه قرص بخوره. در نتیجه وقتی سردردم شروع می شه باید یک شبانه روز تحملش کنم و این خیلی سخته و البته بخاطر بارداری سردردها ی میگرنی بیشتر می شه چون در این دوران حجم خون مادر بیشتر شده و در نتیجه فشار خون در رگها کمتر می شه و این مصادف است با گشادتر شدن رگهای سر انسان و در نتیجه شروع میگرن.

 مشکل بعدی سندرم روده تحریک پذیره. من قبلا این مشکل رو داشتم اما خوب شده بود. دکتر می گه با بارداری علائم این بیماری دوباره بروز می کنه. بخاطر این بیماری کلی از میوه ها رو نمی تونم بخورم، مثل سیب که خیلی برای شما خوبه و یا موز، زردآلو، طالبی(که خیلی دوستش دارم)و یکسری چیرای دیگه. شما در این دوران به ویتامین C نیاز داری و من سعی می کنم روزی یدونه پرتقال بخورم(البته به سختی چون مامانی پرتفال دوست نداره).در رابطه با لبنیات هم یکسری مشکلات دارم از جمله اینکه شیر و بستنی برام خوب نیست.

می دونی من دوست دارم این وبلاگ برای مادر پدرای دیگه هم مفید باشه.چون توی این مدت وقتی برام مشکلی پیش می امد می رفتم سراغ اینترنت و از تجربیات بقیه که لطف کرده بودن و در وبلاگها و یا پست هاشون در سایتهای مختلف ( مثل نی نی سایت) گذاشته بودن استفاده کردم و کلی از نگرانیهام برطرف می شد. مثلا وقتی که حالت تهوع انقدر نگرانم کرده بود که فکر می کردم دیگه نمی تونم برم سر کار. و یا زمانی که در سونو اولم در تخمدان سمت راست یک کیست داشتم.

من در باره مشکلات و بیماریهای این دورانم یکسری اطلاعات و مقالات پیدا کردم که می خوام لینکاشو اینجا بذارم ولی هنوز کار کردن با وبلاگو بلد نیستم. کم کم با کمک بابایی یاد میگیریم و وبلاگمون رو پر بار می کنیم.(امیدوارم). فعلا باهات خداحافظی می کنم.


[ تگ ها : دوران بارداری ، میگرن ، سندروم روده تحریک پذیر ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!